قهرمان ميرزا عين السلطنه
1301
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
عزل شود ، و الّا ساكت نشده خودمان نايب حسن خان را تكهتكه مىكنيم . مىگويند سردار معظم وزير جنگ احضار اردو شده قرارى داده شود . تا چه كنند . سهشنبه 20 - صبح را ميدان رفتم . امير توپخانه از اجماع شاهزادگان مختصرى گفت . محض كسب خبر و تكليف به خانهء عزيز الدوله نزد شعاع الدين ميرزا رفتم . اولا حكايت نزاع را بنويسم : باز هم دربارهء قضيهء عزيز خان آقا موچول نامى است برادر معين التجار كردستانى كه در همسايگى حضرت و الا خانه دارد . دختر جبرئيل مشهور [ را ] كه . . . مدتى هم اين زن عيال ميرزا حسين خان پيشخدمت حضرت و الا بود و وقتى خيلى مشهور و بسيار خوب بود الان تعريفى ندارد ، همراه به امامزاده داود ( ع ) مىبرد . اكبر شاه نام سيد روضهخوان با موچول دوستى دارد و اهل كار هم هست . از اين كارها خيلى كرده ، رفيق راه و منزل بوده . شاهزاده عزيز هم با مادر و خواهر و كسانش وارد به امامزاده داود مىشوند . جمعيت زياد [ بوده و ] دو سه اطاق بيشتر نيست . آدم عزيز با آدم موچول نزاع مىكند . بعد خود عزيز و موچول مقابل مىشوند . اكبر شاه هم حمايت موچول را مىكند . دو سه كشيده و مشت بههم مىزنند . مردم مانع شده جدا مىشوند . اكبر شاه يكسره از آنجا نظامآباد مىرود . حاجى ميرزا لطف الله و پسرهاى نقيب السادات هم همراهى با اكبر شاه مىكنند . مطلب را بطورهاى ديگر به نظام الملك مشتبه مىكنند . عزيز هم متهم و مشهور به فساد و هرزگى [ است و ] حكام و اغلب مردم از شرارت او مستحضر [ ند ] . نظام الملك نايب حسن را روانه مىكند . آندو هم كدورت داشتند در فرحزاد عزيز را ملاقات مىكنند . عزيز مطمئنا كه كارى نكرده و نايب حسن هم اهل همان محله و [ با ] عزيز سالها آشنائى داشته به همراه او مىرود . بريدن دست شازده حالا ازبس در اين ملاقات اختلاف روايت است حاق مطلب به كلى از ميانه رفته و هيچكس نفهميده . يكصد تومان هم موچول به نظام الملك مىدهد كه عزيز را چوب بزند . اين صد تومان پدرش را درآورد . عزيز را روز پنجشنبهء گذشته وارد مىكنند . تفصيل را نوشتيم چوب مىزنند و اين مطلب محقق شده كه عزيز براى او تپانچه درنكرده . چه اولا سرش بهسمت نظام الملك بوده و ثانيا سردارى و قبايش از آتش تپانچه سوخته و دلايل ديگر هم مىآورند كه بر صدق آن گواهى مىدهد . يك دفعه عزيز را چوب